تا به حال شده از داخل آینه ی ماشین به عقب نگاه کرده باشید وجاده ی پشت سرتونو ببینید که به طرز زیبایی به طرف آسمون کشیده شده و توی تپه ها و آبی - خاکستری آسمون محو شده باشه ؟
من بارها این جاده رو از توی آینه دیدم و همیشه ازش لذت بردم ...
تا به حال شده کنارجاده خلوتی به پیر مردی عصا به دست با چهره ی مهربون برخورده کرده باشید که توی هوای داغ ظهر تابستون ملتمسانه دستشو به سمت شما دراز کرده که اونو سوار ماشین کنید و تا مقصدی برسونید اما شما نتونی کاری بکنی و فقط خدا خدا کنی که هر چه سریعترماشینی از آسمون سر برسه و پیر مرد رو سوار کنه ؟
من این پیرمرد رو دیدم و هنوز چهرش و نگاه ملتمسانش تو خاطرم مونده ...
تا به حا ل شده از جاده ی باریک و پر پیچ و خم و پر چاله چوله و خراب با سرعت خیلی خیلی بالا از کنار تریلی های خیلی خیلی بزرگ رد بشید و وقت رد شدن از ترس چشاتون رو ببندید و خودتون رو داخل ماشین خم کنید و سرتون رو بدزدید که یه وقت زیر تریلی نرید !؟
من بارها سرم رو از ترس دزدیم و در تعجبم که چرا نخواستم که خودم مجری قانون خودم باشم و توی این جاده ی بدون راهنمای سرعت و پلیس سرعتم رو کم کنم !
تا به حال شده ...
ب. ن : تا به حال شده از دست رفتار کسی دیونه شده باشین و هیچ کاری نتونین بکنین جز فحش دادن خودتون که چرا با چنین کسی حرف زدین که حالا به غلط کردن بیافتین ؟
تا به حال این اتفاق برای خیلی ها افتاده عزیزم.........یکی مثل تو خیلی دقیق میشه یکی هم ممکنه سرسری نگاهی بندازه و بره اما به هر حال برای همه اتفاق افتاده.............نگران نباش اون پیرمرده هم به مقصدش رسیده چه کنیم که جامعه ما رو ترسونده ....دلمون می خواد کمک کنیم اما می ترسیم که نکنه یک دام باشه برای ما............امیدوارم بهترین لحظات رو بگذرونی............
ReplyDeleteخوشحالم که تو هستی و همیشه منو دلداری میدی
ReplyDeleteدرود
ReplyDeleteتقریبن همه این ها شده جز ترس از رانندگی و کامیون و سرعت وسبقته که دلیلش اشتیاق به مرگهه نه چیز دیگه!
اون پیرمرد رو هم بار ها سوار کردم ولی نمی دونم چرا دعاهاش هیچ وقت مستجاب نشده.
ولی توی این لحظه ها که من اصلا به مرگ فکر نمی کنم !
ReplyDelete