2010/04/14

ساده است





دیر زمانی یه نوار کاست به دستم رسید که تا مدتها کارم شده بود شنیدن این نوا ر. بارها و بارها و بارها. اشعار بسیار زیبایی بود از شاعر آلمانی مارگوت بیگل به همراه موسیقی دلنوازبابک بیات که با صدای دلنشین احمد شاملو خونده می شد.
وقتی می شنیدم لذت وافری می بردم . حس خوبی داشتم . آرامش خاصی پیدا می کردم . به قولی حظی می بردم بیان نشدنی .چون بسیار دوستش می داشتم خواستم به یکی از دوستان هدیه بدمش. نمی دونم چرا فکر کردم اون هم به اندازه ی من لذت می بره از شنیدن این اشعار. بعدها وقتی در مورد این اشعار و نوار کاست صحبت کردیم ودر موردش نظر داد انگار آب سردی روی تمام وجود من ریخته شد . برگشت گفت این چه نواری بود !؟ فکر می کردم ترانه های شادی باشه ! این ها چیه گوش می دی !؟ تازه فهمیدم ما آدمها با همه ی شناختی که از هم داریم چقدر همدیگر رو کم می شناسیم . همونجا بود که تازه فهمیدم دوستم چه علاقه ای به ترانه های کوچه بازاری داشته ومن نمی دونستم !
این هم گزیده ای از این اشعا ر که کاش می تونستم اونها رو با صدای دلنشین شاملو می ذاشتم اما حیف که امکانش نبود.

ساده است نوازش سگی ولگرد
و شاهد آن بودن که چگونه زیرغلتکی می رود
و گفتن که سگ من نبود
ساده است ستایش گلی
چیدنش و از یاد بردن
که گلدان را آب باید داد
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن
که دیگر نمی شناسمت
ساده است لغزشهای خود راشناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان وگفتن که من اینچینینم
ساده است که چگونه می زییم
باری زیستن سخت ساده است
وپیچیده نیز...

1 comment:

  1. تو اون روزهایی که از تهران می اومدم رودهن، یه ام پی تری پلیر خریدم و توش رو پر از شعرهای مارگوت بیکل کردم با صدای شاملو. از اون روز نمی دونم چرا فاصله ی تهران رودهن شده بود یه دیقه!!

    ReplyDelete