2009/11/20

روز میلادم

تقدیم به او که برای بازی آمد و برای بازی رفت
نه لاجرم و ناگزیر : تقدیم به خودم ...

ستارۀ من! نگاه کن..
.
کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکم را نمی داند
باران همانگونه مغرور ، که بود ، روزهای آفتابیم را خراب می کند و برف همان سرد ، که بود ، نگاه ها را سرد تر می کند و قدم ها را تند
ستارۀ من ! نگاه کن ...
اینجا کسی شکستنم را زیر چرخه ی بازی بازیگران نمی بیند
حتی نمی شنود صدای فریاد ها و ضجه هایم را
ستارۀ من ! ببین
کسی صدای خرد شدن لاله ها را زیر پا جدی نمی گیرد
این نا مردمان چه آسان ـ به سادگی شکستن یک دل ـ دروغ می گویند
ستارۀ من ! گوش کن که می خوانم با دل شکسته :
اینجا کسی راست نمی گوید
اینجا دروغ و غرور رسم آدم هاست!
اینجا تاوان عشق
تاوان مهر
تاوان دوست داشتن
فاصله هاست
فاصله
درد و رنج
هیچکس نمی شنود صدای مهرم را
و نمی بیند رنگ محبتم را
ستارۀ من
دلم را شکست
در روز میلادم
.....
" حمزه سواعدی "

No comments:

Post a Comment