2009/11/02

کیفر


ساعت یک و نیم بامداده و من به جرم اینکه بعد از ظهر در اوج خستگی فقط یک ساعت خوابم برده دارم کیفر می بینم و 3 ساعته که تلاش می کنم بخوابم اما نتونستم ! تعجبم از اینکه مدتهاست سیستم قبلی خواب من به هم خورده و من مثل یه بچه ی خوب راس ساعت 10و نیم به سمت تختم می رم و 11 نشده خواب ِ خوابم . اما امشب با وجود تمام خستگی کا ر ومسافرت این هفته و 16 ساعت رانندگی که هنوز پشت گردنم بد جوری درد می کنه و آروم نشده ، دیگه این یه ساعت نباید کیفر بدنبال خودش می داشت و من مثل هر شب باید خوابم می برد! موندم فردا صبح زود چطوری از رختخواب بیام بیرون .
کاشکی بارون هنوز ادامه داشت و همراه من و تنهایی من می شد....

No comments:

Post a Comment