2009/08/31

چنین نیست

خدایی
کینه شاد هم اگر
مرا از اوج آسمان
می خواند و می خندید که:
"هان، ای تو، موجودَکِ رنجیده حال
هشدار که غم تو مرا مایه ی سرمستی است
و زیان ِعشق ِ تو سودِ نفرتِ من"
پس آنگاه من تاب می آوردم می پیچیدم سخت به خود و جان می دادم
خشکیده تن از احساس ِ خشمی به ناحق
نیم آسوده که وجودی
با زورمندانگی تر از من
مرا به سرشکی که افشاندم
خوش تر داشته و کیفر داده است
اما چنین نیست
...

No comments:

Post a Comment