2009/08/21

شب بر من فرا رسيده است

شب بر من فرا رسیده است
خواسته هایم که تمام روز بی هدف و سرگردان بودند
به دلم باز گشته اند ، همچون زمزمه دریا
در هوای غروبی آرام
یک چراغ تنهایی در خانه ام
در دل تاریکی می سوزد
سکوت در خونم جاری است
چشم هایم را می بندم و در دلم می بینم
زیبایی را که ورای همه شکل هاست
"رابیندر انات تاگور "

1 comment:

  1. حرامم باد خواب و راحت و شادی من از هر خواب بیدارم
    حرامم باد آسایش من امشب باز بیدارم
    مصدق

    ReplyDelete